دال
Sunday, October 15, 2006
! همه ی هستی ام را می خواستی .. از آن تو .. دوستت دارم
! از چه روی امشب قصد جانم کرده ای ؟.. آن نیز از آن تو .. خلاص
! بیشتر از جانم دوستت داشته ام ..
posted by Da at
4:30 PM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home
About Me
Name:
Da
View my complete profile
Previous Posts
،من زیباییِ جهانم، به تمامی، به تنهایی! تو ... زن...
در زندگی، چیزهای بسیار کوچکی هست، که لذّتِ وصف ناپ...
روز نوشت ها - فنّی - هشتم مهر ماه کوته اندیشیِ تو...
روز نوشت ها - کافه تإتر - پانزدهم مهر ماهبه روزگار...
روز نوشت هاازین به بعد، این بخش را هر چند وقت تجدی...
بچه که بودم، دوستی داشتم که عاشق هواشناسی بود. اون...
... این بار اون کاری رو می کنم که اون یادم داد، مث...
! و او گفت : استپان، استپان من .. من دوستت دارم.اس...
معلم : خوب، پسرم .. تو می خوای بزرگ شدی چی کاره بش...
! آدما همشون گهن -... آره، موافقم .. مثلاً همین خو...
0 Comments:
Post a Comment
<< Home