Wednesday, October 18, 2006

ای ساکنان سرزمین ساده ی خوشبختی
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
بر او ببخشایید
بر او که از درون متلاشی است
اما هنوز پوست چشمانش
از تصور ذرات نور می سوزد
و گیسوان بیهوده اش
نومیدوار
.از نفوذ نفس های عشق می لرزد
فروغ فرّخزاد -

0 Comments:

Post a Comment

<< Home